تبليغاتX
عشق دروغین است یا ...

عشق دروغین است یا ...

 

 

زندگی یک پل قدیمیه، به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر

خراب می شه. به این فکر کن که

اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره 

 

 یا علی   خدانگهدار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:31  توسط samuel  | 

 

آدم هايي هستند مثل قطار شهر بازي،

 که از بودن با آنها لذت مي بريد،

 اما به جايي نمي رسيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:32  توسط samuel  | 

 

شما كجاي قصه من آغاز شديد؟؟

كمربند ها را ببنديد به صفحات پاياني نزديك مي شويم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:17  توسط samuel  | 

 

 

 

پسران روستا به دختران شهر فكرمي كنند

وپسران شهردرحسرت سادگي ودلگرمی دختران روستا مي ميرند.

مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند

ومردان بزرگ درآرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند.

خداي من !!! كدامين پل ؟؟؟

دركجاي جهان شكسته است ...

كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:44  توسط samuel  | 

 
روزهای روشن فردا
 
به روزهایی  می اندیشم که از بلندای آن چه خودم ساخته ام به
 
 تنهایی های امروز م نگاه کنم و به این تجربه های تلخ و شیرین
 
 و سختی بزرگ شدن لبخند بزنم .
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:49  توسط samuel  | 

 

من زندگي را دوست دارم ولي از زندگي دوباره مي‌ترسم

دين را دوست دارم ولي از كشيش‌ها مي‌ترسم


قانون را دوست دارم ولي از پاسبان‌ها مي‌ترسم

 عشق را دوست دارم ولي از زن‌‌ها مي‌ترسم

كودكان را دوست دارم ولي از آينه مي‌ترسم

 سلام را دوست دارم ولي از زبانم مي‌ترسم

 من مي‌ترسم

  پس هستم

 روز و روزگارمن اینچنین میگذرد

من روز را دوست دارم

ولي از روزگار مي‌ترسم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:12  توسط samuel  | 

 

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر

 سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:10  توسط samuel  | 

 

بخند دستخطي که تو را عاشق کرد شوخي کاغذي ماست ،

بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گريه چه زيباست

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:22  توسط samuel  | 

 

 

کویر

اینجا سقفی است برای آنان که در زیر خاکستر درد و رنج
 
سرخی نور امید را باور دارند
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:17  توسط samuel  | 

 

 

فقط یک چیز میخوام بگم

 

  دلم گرفته

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:43  توسط samuel  |